تبليغاتX
دختر ایرونی
دخترونه

به نام خدایی که آشنایی را در لبخند

محبّت را در عشق و

جدایی را در اشک

   آفرید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 19:12  توسط آتوسا 

سلااااااام 

خوبید؟؟

بچه ها ببخشید من بهتون قول داده بودم ۵ شنبه بیام ولی اینقدر سرم شلوغ بود نتونستم بیام!!
ببخشید!!

حالا هم که اومدم می خواستم از دوستای گلم مثل:Miley Montana و شیما جونم تشکر کنم!!

خوب حر فام تموم شدو حالا هم به همتون سلام میکنم!!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام!!!

من این دو داستان رو گذاشتم !! واسه هر دوش نظر بذارین!!( اگه میشه) می خوام نظراتونو در موردش بدونم !
داستان این مدلی زیاد دارم ولی برای امروز بسه  من بازم میام

پس فعلا باااای!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 19:9  توسط آتوسا  | 

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش مانده بود,تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوییت نیز خرید. او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش روع به خواندن کتاب کرد. در کنار او مردی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند. وقتی که او نخستین بیسکوییت را به دهان گذاشت, متوجه شد که مرد هم یک بیسکوییت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.

پیش خود فکر کرد :« بهتر است ناراحت نشوم, شاید او اشتباه کرده باشد!»

ولی این ماجرا تکرار شد . هر بار که او یک بسکوییت بر می داشت , مرد هم همین کار را می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد. وقتی تنها یک بیسکوییت باقی مانده بود, پیش خود فکر کرد:

« حالا ببینم این مرد بی ادب جه خواهد کرد؟!»

مرد آخرین بیسکوییت را نصف کرد و نصفش را خورد.

این دیگه خیلی پر رویی می خواست!!   او حسابی عصبانی شده بود . در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست, وسایلش را جمع و جور کرد و با نگاهی تند به مرد اندخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتی داخل هواپیما روی صندلی نشست,دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساکس قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکییتش آنجاست, با نشده و دست نخورده!!!

 خیلی شرمنده شد!!!

از خودش بدش آمد...!

یادش رفته بود که بیسکوییتی که خریده بود را داخل ساکش گداشته بود!.

آن مرد بیسکوییت هایش را با او تقسیم کرده بود, بدون آنکه عصبانی و بر آشفته شده باشد!!

 

(نظر یادت نره!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 19:3  توسط آتوسا  | 

پدر و پسری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد. به زمین افتاد و داد کشید : آآی ی ی ی!!                                                                                                     

صدایی از دور آمد: آآی ی ی ی!!

پسرک باکنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟!

پاسخ شنید: کی هستی؟!                                                                                             

پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!!

باز پاسخ شنید:ترسو!!

پسرک با تعجب از پدرش پرسید:چه خبر است؟!

پدر لبخندی زد و گفت: پسرم خوب گوش کن...

 و بعد با صدایی بلند فریاد زد:تو یک قهرمان هستی!!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!!

پسرک باز تعجب کرد. پدرش توضیح داد : مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی, زندگی عینا به تو جواب می دهد; اگر عشق را بخواهی, عشق بیشتری در قلبت بوجود می آید. و اگر به دنبال موفقیت باشی, آن را حتما به بدست خواهی آورد. هرچیزی را بخواهی, زندگی همان را به تو خواهد داد.!!

 

( نظر یادت نره!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 18:32  توسط آتوسا  | 

سلام

خوبید؟؟!؟!
بچه ها منتظر یه اپ باحال باشید

من امتحانام ۵شنبه تموم میشه میام پیشتووووووووون

فعلا بای

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 15:16  توسط آتوسا  | 

salam

bebakhshid man in rooza saram kheili shologhe say mikonam dar avalin forsat matalebe weblagamo AP konam

bazam bebakhshid

zood miam

bayyyyy.  dusetoon daram byyyyyyghol midam biam khodafez

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 18:38  توسط آتوسا  | 

سلام ...

بالاخره امتحانام تموم شدن

منم تصمیم گرفتم یک بخش ویژه بذارم:

بیوگرافی بعضی از بازیگرای ایرونی...

فعلا ۳ تا هستند، اما بیشتر هم میشن...

شما هم بیوگرافی هر کسی رو خاستین بگین!(تو قسمت نظر سنجی)

خلاصه اگه بد بودن ببخشین، آخه تازه اول کاره...!!!! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 15:41  توسط آتوسا  | 

با پرویز پرستویی مصاحبه ای شده بود+ سوال هایی از طرف مردم

  • البته این مصاحبه از شبکه ی جهانی جام جم پخش شده

امیدوارم خوشتون بیاد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 15:23  توسط آتوسا  | 

با سیاوش خیرابی مصاحبه ای شده بود+ سوال هایی از طرف مردم

  • البته این مصاحبه از شبکه ی جهانی جام جم پخش شده

امیدوارم خوشتون بیاد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 15:11  توسط آتوسا  | 

با محسن افشانی مصاحبه ای شده بود+ سوال هایی از طرف مردم

  • البته این مصاحبه از شبکه ی جهانی جام جم پخش شده

امیدوارم خوشتون بیاد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 14:59  توسط آتوسا  |